...

سلام دوستای گل خودم...چه خاطره ها داشتم اینجا ... خیلیاتون میاید و هنوزم اون طرفو نفرین میکنید ... اما دیگه بیخیالش ... خودمم نمیدونم بخشیدمش یا نه...اما فراموش کردم...

من و نی نی خوب خوبیم ... دخترکم حسابی شیطونه ... گاهی فکر میکنم خسته نمیشه یکسره در حال تکون خوردن و لگد زدنه ... اما خداروشکر که سالمه و اینجوری واسه مامان و باباش دلبری میکنه ... سیسمونیشو کامل گرفتم و اتاقشم چیدیم...حالا دیگه بی طاقت تر شدیم واسه دیدنش و بغل کردنش ... هر روز صدبار میرم تو اتاقش و وسیله هاشو نگاه میکنم ... الان توی 32 هفته هستم و سونوگرافی تاریخ طبیعی رو واسم زده 24 دی ... دیگه ببینیم خدا چی میخواد و گوله برفی زمستونی مامان کی میاد پیشمون

دلم همیشه براتون تنگه .... در پناه خدا

|شنبه بیست و چهارم آبان 1393| 10:14|یه نفر که دیگه نیست|
و حالا ثمره ی عشق ناب 8 ساله ی ما داره میاد تو بغل مامان و باباش

خدایا شکرررررررت ... خدایا شکرت که انقد هوامو داری ...  حافظ بچه م باش

|دوشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1393| 22:45|یه نفر که دیگه نیست|

خداحافظ برای همیشه 

دروغ دروغ... دورویی ... حسادت ... خبر چینی و دو بهم زنی ... خنجر از پشت ..

.درش تخته شد

والسلام

|پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393| 23:54|یه نفر که دیگه نیست|
miss-A